سرم ب شدت درد میکنه ، اونم زیاد
اعصابم خط خطی
چشامم درد میکنه
داخل لیوان سفالی ک یدونش افتاد و شکست چند وقت پیش چای ریختم تا بلکه بخورم ث ارومم کنه
از مسافرت ک برگشتم گفتم دیگه تو ذهنم نیست چیزی
اما نشد اونی ک باید بشه
باعث سردردمی میدونی ، باعث حال بدمی میدونی .چرا ..واقعا چرا ی نفر باید اینقدر ب خودش ظلم کنه ...خستم خیلی زیاد
این راه و هر چقدر ادامه میدم از بین نمیری
هستی
اسمت
حرفات
صدات
خندهات
مسخره بازیات
نگات نگات نگات
حتی نگزانیت برای من
همه چیز هنوز هست
اره من مرض دارم ک نمیخوام فراموش شی
ی چیز بگم چشمم ب ی تابلو خورد اسم تو بود روش
چرا
اینقدر ...
اووف
نمیکشه مغزم
تاريخ : دوشنبه بیست و ششم مرداد ۱۴۰۵ | 18:25 | نویسنده : مامان فندق |
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
