تازگی ها ، در برابر بی مهری آدم ها هیچ نمیگویم.
سکوت و سکوت و سکوت...
انگار که لال شده باشم ؛ شاید هم کور و کر!
دیگر نه انرژی توضیح دادن دارم و نه حتی
حوصله اش را. می دانی ؟ دیر دریافتم
که مسئول طرز فکر آدم ها نیستم.
بگذار هرکه هرچه خواست بگوید!
چه اهمیتی دارد ؟
من در لاک خود راحت ترم... آن جا می شود آرام
و بی دغدغه ، زندگی کرد.
ماهی ها ؛ نه گریه می کنند، نه قهر و نه اعتراض!
تنها ك می شوند قید دریا را می زنند و تمام
مسیر رودخانه را تا اولین قرار عاشقیشان
برعکس شنا می کنند....
تاريخ : چهارشنبه بیست و هشتم مرداد ۱۴۰۵ | 23:27 | نویسنده : مامان فندق |
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
