صدای طوطی عروس همسایه میاد ، من و یاد طوطی های خودم انداخت ، یادشون بخیر ، دلم واسشون ی ذره شده ، واسه حنا ،گودی ، فندق ها، هیییی ...میدونستم با اومدن فسقل باید از همشون دست بکشم ، رسیدگی بهشون سخت بود واسم ، اون روزی ک اومدن ببرنشون کلی گریه کردم 😭😭😭 ،اخه بچهام ۵ سال بود با من بودن ، کلی ازشون جوجه کشیدم ،کلی خاطره خوب باهاشون داشتم ....ی روزی اگه برای زندگی بریم روستای پدری ،حتما اونجا یه جای بزرگ واسه داشتن پرنده درست میکنم ، این زبون بستها اونقدری بامزه و دوس داشتنی هستن ک ....ارامشن آرامش ..
بالاخره کار کلاف رافیا پیچ تو پیچ تموم شد ..واای دیوونم کرد یعنیا🙃🙃😐
برقم قطع شد الان ☹️
دارو خوردم گیج شدم ، خوابم میاد .
تاريخ : سه شنبه سوم شهریور ۱۴۰۵ | 16:11 | نویسنده : مامان فندق |
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
