شازده کوچولو:
آدما دنیاشون چقدر آدم داره!
روباه:
بعضیا هفت میلیارد،بعضیا یک نفر:)
..
قرار نیست مورد پسند کسی باشیم
همین که پیش خدا و وجدانمون شرمنده نباشیم ..کافیه ..
...
نوشت :
یکی اینجا اماده شده بره دندون پزشکی تا برای این درد دندون چاره ای پیدا کنه ...دیروز با مامای همراه صحبت کردم گفت حتما برو ببین دکتر واست دارو بده ،اگه عفونت کرده باشه برای جنین و خودت خوب نیست ..
🙄🙄🙄یعنی موندم این دندون قبل بارداری چیزیش نبودا تو این دوران هر چی کلسیوم داشتم این فسقلی از بدنم گرفته و باعث شد دندونم اینجوری شه ...
🫤🫤 یذره هستش ولی پدر من و در آورده 🤣🤣🤣
«برخی پایانها همانند قهوه تلخاند،
اما از تو فردی هوشیار و آگاه میسازند...»
....
نوشت :
این ماه های آخر هم سخت شدها ..هم سنگین تر شدم ، هم خسته ترینم ، هم یه دلشوره نمیدونم چیه تو دلمه ، هم گاهی وقتا که این فسقل خانم تکون کم میخوره کل وجودم پر میشه از استرس ...و.....
کی این دوماه تموم میشه ، واقعا طولانی ترین هستش ..
دیگه چیزی هم تا عید نمونده ، خونه تکونی هم نکردم ، البته خودم که نمیتونم با این وضعیت ، همسر باید زحمت بکشه ...
راستی نماز و روزهاتون قبول باشه ، این بنده هم دعا کنید سر سحر و افطارتون
شب به گلستان تنها منتظرت بودم
باده ناکامی در هجر تو پیمودم
منتظرت بودم، منتظرت بودم
آن شب جان فرسا من، بی تو نیاسودم
وه که شدم پیر از غم، آن شب و فرسودم
منتظرت بودم، منتظرت بودم
بودم همه شب، دیده به ره، تا به سحر گاه
ناگه چو پری، خنده زنان، آمدی از راه
غم ها به سر آمد، زنگ غم دوران، از دل بزدودم
منتظرت بودم، منتظرت بودم
پیش گل ها، شاد و شیدا
می خرامید آن، قامت موزونت
فتنه دوران، دیده تو
از دل و جان، من شده مفتونت
در آن عشق و جنون، مفتون تو بودم
اکنون از دل من، بشنو تو سرودم
منتظرت بودم، منتظرت بودم
منتظرت بودم، منتظرت بودم
منتظرت بودم، منتظرت بودم
...
نوشت : الهی انتظاراتتون به سر بیاد زودی
شرح با شما
حرف
حرف ...
شب انتظار
یادگاری ...
دخملی 👼
همسایه
بدون شرح
ماه ۷ بارداری
بدون شرح
شرح با شما
مشغله های این روزهای زندگی...
اولین لگد زدنات
خودمونی
دنیای رنگی رنگی ما (دخترکم)
پاییز وآبان و تولدم
سه ماهه دوم بارداری ....
ب وقت صبح....
روزهای پایانی ۳ ماه بارداری
سایت ماه اسکین طراح قالب وبلاگ رایگان با امکانات عالی
