درد و دل با فندق

شرح من پنهان بماند جماعتی در رفاه هستن 😎

همسایه

مامان فندق
درد و دل با فندق شرح من پنهان بماند جماعتی در رفاه هستن 😎

همسایه

اومدم بگم یادتونه دیروز ی مهمون کوچولو داشتم

قرار بود تا ساعت ۵ مامانش بیاد دنبالش ، چون بنده ساعت۶ نوبت دکتر داشتم و چند باری هم که مامانش زنگ زد گفتمش که زود بیاد که منم دیرم نشه ، اما از اونجایی که خوبی کردن در حق بعضیا واقعا نیومده ،این همسایه بی مسئولیت ما ساعت ۵ شد و نیومد دنبال پسرش و حتی تا جایی رسید که هر چقدر زنگ و پیامش دادم هم جواب نمیداد. یا رد تماس میزد ، حالا از طرفی هم منم دیرم شده ..خلاصه که مجبور شدم بچه بیچاره رو بسپارم به همسایه روبه رویی و راهی مطب دکتر شدم ..حالا جالب ترش اینکه مامانه زنگ زده که من و ببخش و گوشیم خاموش شده بود و از این حرفا ، یکی نیست بگه گوشی خاموش بوق میخوره بعد میرم رو اشغال ..آدم اینقدر بی مسئولیت ، مادر اینقدر بی فکر ...

سرتونو درد نیارم ، خوبی در حق هر کسی نکنید ..

😒😒



تاريخ : دوشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۴۰۴ | 8:38 | نویسنده : مامان فندق |
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.