درد و دل با فندق

شرح من پنهان بماند جماعتی در رفاه هستن 😎

دنیای رنگی رنگی ما (دخترکم)

مامان فندق
درد و دل با فندق شرح من پنهان بماند جماعتی در رفاه هستن 😎

دنیای رنگی رنگی ما (دخترکم)

من اون روزی که صدای تپش های قلب تو رو شندیم انگار یه جون دیگه گرفتم ، انگار از نو دوباره متولد شدم ، انگار زندگی برام ی جور دیگه ای شد ، انگار اون آرامشی که این همه سال منتظرش بودم و پیدا کردم ...
آره من با وجود تو شدم مادر و این زیبا ترین و قشنگترین سر خط این زندگی ۳۰ سالم شد ...
و این قشنگی وقتی کامل شد که دکتر بهم گفت دارم صاحب یه دختر کوچولو میشم
دختر داشتن ی نعمت بزرگیه ، وقتی دختر داری انگار ی مونس و همراه داری برای زمان پیریت که تنهات نذاره ...
خوشحالم خیلی زیاد ، بابات میگه یه تو دیگه داره ب دنیا میاد ، یکی مثل خودت مهربون و آروم...
اینکه مثل من میشی یا نه رو نمیدونم ، اما همه تلاشمو میکنم که خوب بزرگ و تربیت شی ..
به لطف وجود تو دنیای قشنگ ما رنگی رنگی شد دختر نازم ، بنظرم دختر دنیایی از رنگه ، پر از زیبایی خاص
روزها میگذره و من ثانیه به ثانیه لحظه شماری میکنم برای اون روزی که ب دنیا میای و یه دل سیر بغلت میکنم و عطر تنت و تو ریه هام میکشم ...
چشم بد دور که هم جانی و هم جانانی



تاريخ : سه شنبه چهارم آذر ۱۴۰۴ | 8:28 | نویسنده : مامان فندق |
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.