خیال خوش عاشقانه من
همیشه تویی آخرین راهم
آخ آخ یادش بخیر
ب یاد قدیم
شده یهویی بزنین زیر گریه
ن یاد کسی افتادم نه دلم از کسی پره
درسته این روزا زود رنج شدم و صبرم کم شده ، انگار قدیما قوی تر بودم
انگار خستم اونم زیاد
انگار یه راه طولانی رفتم و به اونجایی ک باید نرسیدم
انگار منتظر یه معجزه بودم که قرار نیست هیچ وقت اتفاق بیفته
از اون روزهاست ک نمیدونم چ مرگمه ، ک با کوچیکترین چیزی بغضم میشکنه ، ته دلم خالیه خالیه
بعد تو خشم دریا و ساحل
بعد تو قایقم مانده در گل
مانده بودی اگر
موج دریا
تا ابد هم پر از دیدنی بود
....
نوشت :
نشسته بود و خیره خیره نگاه میکرد به روبه روش، همینجور که به اون چشم های پر از حرف و درد نگاه میکردم گفتم :
تا کی میخوای مثل ی روح سرگردون دنبال چیزی باشی که نیست
پوزخندی زد و سرش و تکون داد و گفت :
میدونی به چی فک میکنم به اینکه چ جوری میشه که یهو ب خودت میای و میبینی انگار سالهاست ی تیکه از خودت ی جا جا گذاشتی و هر چقدر میگردی پیداش نمیکنی، لابه لای مردم شهر لابه لای خط ب خط تموم شعرها لابه لای کلمه به کلمه تموم نوشتها ، نیست ، حتی ی نشونه کوچیک هم نیست ، اینجوری میشه ک تا ابد سرگردونی...مثل روحی ک جسمش هنوز دفن نشده
یادگاری ...
دخملی 👼
همسایه
بدون شرح
ماه ۷ بارداری
بدون شرح
شرح با شما
مشغله های این روزهای زندگی...
اولین لگد زدنات
خودمونی
دنیای رنگی رنگی ما (دخترکم)
پاییز وآبان و تولدم
سه ماهه دوم بارداری ....
ب وقت صبح....
روزهای پایانی ۳ ماه بارداری
میم مثل مادر ...
دل پر
سرگذشت واقعی ..(به زودی)
شعر
سایت ماه اسکین طراح قالب وبلاگ رایگان با امکانات عالی
