درد و دل با فندق

شرح من پنهان بماند جماعتی در رفاه هستن 😎

درد و دل با فندق | خرداد ۱۴۰۴

مامان فندق
درد و دل با فندق شرح من پنهان بماند جماعتی در رفاه هستن 😎

بهانه من ...

خیال خوش عاشقانه من

همیشه تویی آخرین راهم



تاريخ : سه شنبه سیزدهم خرداد ۱۴۰۴ | 11:23 | نویسنده : مامان فندق |

هر چی عشقه توی دنیا...

آخ آخ یادش بخیر

ب یاد قدیم



تاريخ : شنبه دهم خرداد ۱۴۰۴ | 17:26 | نویسنده : مامان فندق |

...

شده یهویی بزنین زیر گریه

ن یاد کسی افتادم نه دلم از کسی پره

درسته این روزا زود رنج شدم و صبرم کم شده ، انگار قدیما قوی تر بودم

انگار خستم اونم زیاد

انگار یه راه طولانی رفتم و به اونجایی ک باید نرسیدم

انگار منتظر یه معجزه بودم که قرار نیست هیچ وقت اتفاق بیفته

از اون روزهاست ک نمیدونم چ مرگمه ، ک با کوچیکترین چیزی بغضم میشکنه ، ته دلم خالیه خالیه



تاريخ : شنبه دهم خرداد ۱۴۰۴ | 12:25 | نویسنده : مامان فندق |

شرح با شما

بعد تو خشم دریا و ساحل

بعد تو قایقم مانده در گل

مانده بودی اگر

موج دریا

تا ابد هم پر از دیدنی بود

....

نوشت :

نشسته بود و خیره خیره نگاه میکرد به روبه روش، همینجور که به اون چشم های پر از حرف و درد نگاه میکردم گفتم :

تا کی میخوای مثل ی روح سرگردون دنبال چیزی باشی که نیست

پوزخندی زد و سرش و تکون داد و گفت :

میدونی به چی فک میکنم به اینکه چ جوری میشه که یهو ب خودت میای و میبینی انگار سالهاست ی تیکه از خودت ی جا جا گذاشتی و هر چقدر میگردی پیداش نمیکنی، لابه لای مردم شهر لابه لای خط ب خط تموم شعرها لابه لای کلمه به کلمه تموم نوشتها ، نیست ، حتی ی نشونه کوچیک هم نیست ، اینجوری میشه ک تا ابد سرگردونی...مثل روحی ک جسمش هنوز دفن نشده



تاريخ : شنبه دهم خرداد ۱۴۰۴ | 11:30 | نویسنده : مامان فندق |
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.