درد و دل با فندق

شرح من پنهان بماند جماعتی در رفاه هستن 😎

درد و دل با فندق

مامان فندق
درد و دل با فندق شرح من پنهان بماند جماعتی در رفاه هستن 😎

*زخـــم‌هایش را بوســـید و از خودش بابت
تــمام آنها عــذرخــواهی کرد، زندگی‌اش را
در آغـــوش گرفت
و از میان تاریــکی جــوانه زد🌱🌸 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
...
رد ی سری زخم ها رو تن جاشون میمونه ، نمیدونم در برابر این اتفاق هایی ک افتاد چی باید گفت ، ی سری آدما با کارهایی ک کردن دیگه حرفی هم مگه گذاشتن برای گفتن ، در برابر حماقت و بی فکری و بیشعوریشون فقط باید سر تاسف تکون داد ، ب قول گفتنی اومدن ابرو رو درست کنن زدن چشمم کور کردن ، دیگه باید چی بشه تا ی سریا بفهمن دشمن هیچ وقت خوب اونا رو نمیخواد ، تر و خشک باهم میسوزیم و فرق نمیکنه کی طرف کیه ، تو خاکمون داعش ندیده بودیم که دیدیم ...
هنوزم حالمون بده و تا ابد جای این زخم بزرگ تو قلبمون میمونه ..اما ب کوری چشم دشمنامون این بار با قدرت بیشتر دوباره سرپا میشیم و نشون میدیم که پشت خاکمون پشت دینمون پشت رهبرمون هستم
حالا ی سریا هر چقدر میخوان مانع بشن ما پا پس نمیکشیم



تاريخ : دوشنبه ششم بهمن ۱۴۰۴ | 11:50 | نویسنده : مامان فندق |
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.