شده یهویی بزنین زیر گریه
ن یاد کسی افتادم نه دلم از کسی پره
درسته این روزا زود رنج شدم و صبرم کم شده ، انگار قدیما قوی تر بودم
انگار خستم اونم زیاد
انگار یه راه طولانی رفتم و به اونجایی ک باید نرسیدم
انگار منتظر یه معجزه بودم که قرار نیست هیچ وقت اتفاق بیفته
از اون روزهاست ک نمیدونم چ مرگمه ، ک با کوچیکترین چیزی بغضم میشکنه ، ته دلم خالیه خالیه
تاريخ : شنبه دهم خرداد ۱۴۰۴ | 12:25 | نویسنده : مامان فندق |
شرح با شما
حرف
حرف ...
شب انتظار
یادگاری ...
دخملی 👼
همسایه
بدون شرح
ماه ۷ بارداری
بدون شرح
شرح با شما
مشغله های این روزهای زندگی...
اولین لگد زدنات
خودمونی
دنیای رنگی رنگی ما (دخترکم)
پاییز وآبان و تولدم
سه ماهه دوم بارداری ....
ب وقت صبح....
روزهای پایانی ۳ ماه بارداری
سایت ماه اسکین طراح قالب وبلاگ رایگان با امکانات عالی
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
