«برخی پایانها همانند قهوه تلخاند،
اما از تو فردی هوشیار و آگاه میسازند...»
....
نوشت :
این ماه های آخر هم سخت شدها ..هم سنگین تر شدم ، هم خسته ترینم ، هم یه دلشوره نمیدونم چیه تو دلمه ، هم گاهی وقتا که این فسقل خانم تکون کم میخوره کل وجودم پر میشه از استرس ...و.....
کی این دوماه تموم میشه ، واقعا طولانی ترین هستش ..
دیگه چیزی هم تا عید نمونده ، خونه تکونی هم نکردم ، البته خودم که نمیتونم با این وضعیت ، همسر باید زحمت بکشه ...
راستی نماز و روزهاتون قبول باشه ، این بنده هم دعا کنید سر سحر و افطارتون
تاريخ : دوشنبه چهارم اسفند ۱۴۰۴ | 15:50 | نویسنده : مامان فندق |
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
