وقتی فسقل و تازه خوابوندم و صدای جیغ و داد بچه های کوچه میاد ، ی لحظه عصبی شدم دیگه ،کلا عادت ندارم ب بچها چیزی بگم و سرشون داد بزنم ، ولی مجبور شدم این بار ، چادر سر کردم رفتم دم در بهشون میگم جیغ نزنین اینقدر ،اون وسط ی پسر کوچولوی مو فرفری بهم میگه دالیم بازی میکنیم (با لحن خودش گفتم )، ی نگاهی ب قد و قوارش کردم و در حالی ک خندم گرفته بود و گفتم ،چ وقت بازیه الان ، برین خونه بببنم ، هر روز ساعت ۱ ۲ میریزین تو کوچه ...
درسته باز سروصدا کردن اما الان دیگه آروم شد کوچه ، من موندم این خانوادهاشون چی میگن اخه ..
...
نوشت :
بنظرتون باز کوزت شم بیفتم تو جون خونه واسه اینکه مهمونای فضول قرار یه روزی بیان یا نه ..🫤🫤🫤
قراره واسه ابجی کوچیکه کیف و تل سر ببافم ، باید برم سراغ کارهای بافتم دیگه ، اول ب فسقل ی شیر بدم و پوشک تازه تنش کنم و بخوابونمش بعد برم شام و بقیه کارها
راستی اگه تجربه دارین بهم بگید میگم بچه تا ۲ سال تلویزیون نباید ببینه بعد این آدم های قدیم میگن ن کی گفته مشکلی نداره ، واسش برنامه کودک بذار ببینه سرگرم شه ..زودتر به حرف بیاد ...حالا موندم چیکار کنم ..😒😒😒😒اگه میدونید کدوم بهتره واسمکامنت کنید
