از صبح حالت سرما دارم و یکم گلومم اذییت بود قرص خوردم بلکه بدتر نشه ، سرمم سنگینه و ی حالت درد داره ....چشامم نمیدونم چرا میسوزه و میخاره ، از بس خاروندم فک کنم کلا الان پر خون شده . رو اعصابه الان دیگه ...
فسقلم تا الان بیدار بود و بازی کردم باهاش کلی الان خوابید ...امروز ناهار ندارم ، نمیدونم چی درس کنم بخورم 🙃🫤، تازشم باید ب فکر شامم باشم ، احتمالا ترش شامی گیلانی درست کنم 🥹
خداروشکر مزاحم وبم دیگه پیداش نشدا ، مرتیکه پلشت منو تهدید میکنه
تاريخ : شنبه سی و یکم مرداد ۱۴۰۵ | 13:21 | نویسنده : مامان فندق |
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
