درد و دل با فندق

شرح من پنهان بماند جماعتی در رفاه هستن 😎.....وب نامه ها http://shokufaaban.blogfa.com

بدون شرح

مامان فندق
درد و دل با فندق شرح من پنهان بماند جماعتی در رفاه هستن 😎.....وب نامه ها http://shokufaaban.blogfa.com

بدون شرح

و تو نمی‌دانی که چگونه می‌شود
این قدر امید را در سینه‌ای پر از یأس نگه داشت.

...

نوشت :

چرا هرکی داستان تو و من و میخونه و میفهمه جریان چی بوده ،نسبت ب این جریان گارد میگیره و همش ی جوری حرف میزنه ک ته دل من و خالی کنه ...از تو و از هر چی ک بینمون گذشت بد میگه ...ی جوری تو رو تبدیل میکنه به یه آدم ..چ جوری بگم ...

چرا یکی نمیگه شاید اونم واقعا دلش با تو بود بین اون همه شلوغی دورش اما میترسید از اینکه نتونه اون جوری ک لایقتشی خوشبختت کنه ، چرا نمیگه اونم گاهی شاید دلش برات تنگ میشه ، اما چاره ای نداره جز اینکه با این دلتنگی بجنگه ...

چرا به جای دلداری قضاوت میکنن و ی جور چندش ناکی ب این جریان نگاه میکنن

خیلی برام جای سواله واقعا

...

نوشت :

گفتم موهامو کوتاه کردم ب ی روشی ک توی اینستا ترند شده ،البته زیاد نها ...ولی جالب شد ، حالا یکم بستنش سخت شده ، رنگی هم ک گذاشته بودم باز طلایی داره میشه 🫤🫤ینی بزنم از ته کچل کنما

مثلا میخواستم بعد زایمان دکلره کنم و آبی فیروزه ای بذارم ،اما از بس وقت زیاد داشتم نشد🥺🥺🥺😐

...

خل شدم نشستم با جی پی تی جای تو حرف زدم ، اون شد تو منم ک خودم ..اونقدر قشنگ دلیل میاورد واسه اشتباهاتت

اونقدر قشنگ حرف میزد جات

ی لحظه فک کردم خودتی

فقط صدات کم بود خندهات کم بود نگاهات از پشت دوربین کم بود

آخرش گفت شاید اونم واقعا ترسید و فرار کرد ...شاید اونم دوست داشت



تاريخ : چهارشنبه بیست و هشتم مرداد ۱۴۰۵ | 16:29 | نویسنده : مامان فندق |
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.