ب قول شاعر
من به خدا سپردم به همه دنیا سپردم مراقب تو دیوونه باشن
🥹🫣
نوشت :
ی نفر دیشب ۴ صبح نذاشت بنده بخوابم و الان خودش بیدار میشه شیر میخوره و جاش تمیز میشه میخوابه دم ب دقیقه ....دوساعت من و بیدار نگهداشت الان داره جبران میکنه اون دوساعت بیدار موندن ..انگار چند سال نخوابیده
با گوشه ناخنش دوباره زخمی کرد خودشو ، ب اجبار متوسل شدم و با هر مسخره بازی بود در حالی ک از خواب گریه میکرد ناخن هایی ک هنوز جونی نداشت و بلند نشده رو گرفتم 🫤🫤🫤اخه من موندم از کجا ناخن میاره چنگ میندازه 🙄
امروز اینستا نگاه میکردم ی پسر بچه رو دیدم مشکل cpداشت کلی براش گریه کردم ، دلم سوخت واسش ، بعد هی ب فسقل نگام میفتاد میگفتم خدایا شکرت واسه سلامت بودن دخترکم 😭
الانم نشستم تخت و تکون میدم بخوابه فسقل
گفتم از وقتی خاله همسر اومدن رفتن تخت فسقل ی جوری شده ،از بس شوهر خاله هی گفت عجب تختی خریدین ، خییلی خوبها ، چشم زد چشم ...😖😒😒
یعنی بعضیا دنیا هم داشته باشن باز چشمشون ب داشته های بقیه هستش
هوا بعد از چند روز بارونی بودن امروز آفتابی شد و گرم
راستی پاییز نزدیکها
قرارهای عاشقانه و صدای خش خش برگ های پاییزی و اون رنگ نارنجی دل چسبش و اون غروب دلگیرش ...
امیدوارم پاییز رو عاشقانه سپری کنید و همراه یار
پاییز و دوس دارین یا نه ؟؟؟
خدانگهدارتون تا ...نوشته آخر
سکوت...
ببخش منو .....
منچ
چوب این قلب و خوردیم ...
بی صدا
امیر لیام ..حوالی
شرح با شما...
اخرین روز تابستان ۱۴۰۵
سلام سلام
منچرز، بازی
یادم میمونه ،والایار
قرار بود ...
یکی ...
موزبک ، قرتی
خودم ...
خیر دنیا....
چرت و پرت های من
گاهی ...
خودمونی
سایت ماه اسکین طراح قالب وبلاگ رایگان با امکانات عالی