یعنی استرسی ک من سر ی نوبت گرفتن کشیدم امروز سر چیز دیگه نکشیدم
واسه نوبت بیمارستان باید ۶ صبح زنگ بزنی، اونم ی شماره داره ، زنگ زدم یا اشغال بود یا بوق نمیخورد یا وقتی وصل میشد صدا قطع و وصلی داشت ، 🫤 یعنی اونقدر اعصابم داغون شده بود ک نگم براتون ، خلاصه با کلی بدبختی رفتم تو سایت و اونم با کلی دنگ و فنگ تونستم هم واسه خودم هم فسقل نوبت بگیرم ...فسقل و ببرم پیش دکترش ببینم میگه کمکی رو شروع کن یا نه ، خودمم ک برم ببینم خدایی نکرده چ دردو بلایی گرفتم 🫤🫤🫤ی وقت دیدین اومدم گفتم چن ماه بیشتر زنده نیستم 😭😭😭
راستی سلام صبح بخیر 😶
چیه خب نگاه میکنی ..
فاطمه دیروز زنگ زده ک حوصله ندارم و از این حرفا ، د نمیدونم من از اون بدترم ...🫤 ولی خب در هر حالتی خنده رو لبامه اونم میدونه ب کی زنگ بزنه حالشو خوب کنها 🫣خودشیفته هم خودتی
تاريخ : سه شنبه بیست و چهارم شهریور ۱۴۰۵ | 8:25 | نویسنده : مامان فندق |
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
