صبر اندک را بگویم ؟ یا غم بسیار را
.
.
.
نوشت :
یکی اینجا هم ی کوچولو سرما خورده
هم نصفه دندونش شکسته و اذییته
هم داره جلوی عطسه ای ک میخواد بیاد و میگیره
هم حال و حوصله نداره
🫤🫤🫤
گفتم بهتون فسقل یاد گرفته پاهاشو میخوره 😐😐😶دستاش کم بود ب پاهم رسید 😭😭😭
چند شبه فرنی میخوره خانم خانما 😬😬دیگه داره بزرگ میشها
هیییی
کاش همینطور فسقلی میموند
..
نگفتین چ آهنگی برای وب بذارما
تاريخ : شنبه بیست و هشتم شهریور ۱۴۰۵ | 21:0 | نویسنده : مامان فندق |
خدانگهدارتون تا ...نوشته آخر
سکوت...
ببخش منو .....
منچ
چوب این قلب و خوردیم ...
بی صدا
امیر لیام ..حوالی
شرح با شما...
اخرین روز تابستان ۱۴۰۵
سلام سلام
منچرز، بازی
یادم میمونه ،والایار
قرار بود ...
یکی ...
موزبک ، قرتی
خودم ...
خیر دنیا....
چرت و پرت های من
گاهی ...
خودمونی
سایت ماه اسکین طراح قالب وبلاگ رایگان با امکانات عالی
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید