می دانیم روزی فرو خواهیم ریخت ؛ اما باز هم می سازیم .
....
نوشت:
از بس سرفه کردم دیگه چیزی نمونده از گلوم خون بیرون بریزه ، هر کاری میکنم این سرفه و خشکی گلوم خوب نمیشه ، نمیدونم این دیگه چی بود اومد سراغم ، از ی طرف واسه فسقل هم لالایی میخونم د بدتر شده ، از سرفه زیاد خفگی بهم دست میده 😶😶 صدامم ک دیگه در نمیاد
کسی راهکاری داره بگه تروخدا
تاريخ : پنجشنبه دوم مهر ۱۴۰۵ | 18:38 | نویسنده : مامان فندق |
خدانگهدارتون تا ...نوشته آخر
سکوت...
ببخش منو .....
منچ
چوب این قلب و خوردیم ...
بی صدا
امیر لیام ..حوالی
شرح با شما...
اخرین روز تابستان ۱۴۰۵
سلام سلام
منچرز، بازی
یادم میمونه ،والایار
قرار بود ...
یکی ...
موزبک ، قرتی
خودم ...
خیر دنیا....
چرت و پرت های من
گاهی ...
خودمونی
سایت ماه اسکین طراح قالب وبلاگ رایگان با امکانات عالی
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید