درد و دل با فندق

شرح من پنهان بماند جماعتی در رفاه هستن 😎...

پیرزن ۸۰ ساله غرغرو

مامان فندق
درد و دل با فندق شرح من پنهان بماند جماعتی در رفاه هستن 😎...

پیرزن ۸۰ ساله غرغرو

سلام سلام بلامیسر

چ حال چ احوال چ خبرا

بگم دیشب تا نزدیکای ۳ صبح با فسقل خانم بیدار بودم باورتون میشه

اونقدر خسته بودم واسه نماز دیگه بیدار نموندم تا خوابید بدو خوابیدم ، بعد زایمان یکم تو نمازا تنبلی میکنم ، یعنی نمیرسم گاهی بخونم و این اذییتم میکنه ...بلند شدم فسقل خانم شیر خورد و پوشک تمیز تن کرد و الانم دوباره خوابید ، منم ی چیز بخورم و یکم بنویسم و بعدم برم بخوابم اگه دوباره بیدار نشه

راستی رمان و خوندین..چطوره .هنوز جاهای قشنگش مونده .یکم مثل قبلنا نشده ، د هرچی مغزم گفت رو نوشتم ..ولی خسته هستش انگار این مغز ما ..پیریه دیگه چ میشه کرد ..ب قول گفتنی آدم که همیشه جوون نیست همیشه سرحال نیست ..ی روزی از پا در میاد ..ی روزی دیگه اون نشاط قبل رو نداره ،اره مادرجان اینجوریاست

🥺🥺🥺

چ فاز پیرزنا رو برداشتم سر صبحی انگار ۸۰ سالمه 🤣🤣🤣🤣🤣

واای یعنی تا ۸۰ زنده میمونم

بله بله باید زنده بمونم .دخترم تازه دوماهشه.میخوام نوهامو ببینم تازشم کجای کارین

باید عروسش کنم .نوهامو بزرگ کنم .تازه ی پسرم خدا بهم بدهکاره 😬چ پرووو هستما

من سر صبحی چیزی مصرف نکردم عایا

اینقدر سرحالی بعیده ازم

برم دیگه تا چیز دیگه نگفتم وضع از این بدتر نشده

...

به ریشه نداشته ما نخند ...از دست تو



تاريخ : پنجشنبه یازدهم تیر ۱۴۰۵ | 7:40 | نویسنده : مامان فندق |
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.