درد و دل با فندق

شرح من پنهان بماند جماعتی در رفاه هستن 😎.....وب نامه ها http://shokufaaban.blogfa.com

خودمونی

مامان فندق
درد و دل با فندق شرح من پنهان بماند جماعتی در رفاه هستن 😎.....وب نامه ها http://shokufaaban.blogfa.com

خودمونی

در خود قدم می‌زنم ؛ بیشتر به تو می‌رسم !

...

نوشت :

سلام سلام بلامیسر

خوبین خوشین

زندگی ب کامه

خب خداروشکر

من و فسقل خانم هم خوبیم ، بله بله ایشون طبق معمول شیر خورده و جاشم تمیز شده آروقشم زده بازی هم باهاش یکم کردم ، حالا در حال خوابیدن هستش ، ناگفته نماند که امروز دوبا شیر بالا آورد ،فک کنم زیادی خورده بود ...یه پارچه نذری بود که مامانم پارسال نذر کرد اگه امسال محرم این فسقلی باشه که هست ببرم براش لباس واسه شیرخوارگان بدوزم ، منم اون هفته پارچه رو دادم خیاط ، حالا دیشب بهش پیام دادم میگه خوب شد یادآوردی کردی که جمعه شیر خوارگانه 😐😐😐😐یعنی من چی بگم بهش

فسقل خانم انقدر گرمایی هستش ، یکم گرمش شه تنش جوش ریز میزنه ، از اونجایی ک همسر اینجوری فک کنم گروه خونیش ب همسر کشیده ، خب مادر جان چی میشد مثل من سرمایی میشدی ، 🫤۹ ماه تو شکم من بود سختی رو من تحمل کردم کلا شده شبیه باباش و مادر شوهرم ، اووم

حالا مادرشوهر هر وقت حرفش میشه میگه شبیه تو نیست اصلا ،دوستای مسجدیم عکسشو دیدن همه گفتن شبیه عروست نیست اصلا 😒😒😒

یکی نیست بگه باشه بابا حالا مگه ما گفتیم شبیه منه ، خوبه من از اون روزی که عکس رنگی سنوگرافی رو دیدم گفتم شبیه همسر هسش

اووف

میگم خدا خیلی جای حق نشسته قربونش بشم ، ی روزی سر یه پولی که از ی نفر گرفتیم و اشنا هم بود . قرار بود سر یه سال پسش بدیم خیلی اذییتمون کرد و هی گفت و گفت تا خدا ی جوری برامون رسوند وماهم تا قبل ی سال دادیمش ، خیلی دلم از کارش شکست خیلی ، تنها خواستم از خدا این بود ک دیگه من و محتاج بندش نکنه و برعکس شه ، حالا دارم میبینم چ جوری درخواست پول کرده از همسر ،البته دومین باره

بله بله خدا جای حق نشسته 🫠



تاريخ : چهارشنبه بیست و هفتم خرداد ۱۴۰۵ | 13:19 | نویسنده : مامان فندق |
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.