یه نفر اینجا کلی کار ریخته سرش ..تموم کردن کار با رافیا
جمع و جور کردن لباس و وسایل مورد نظر سفر
بله بله قراره اولین سفرمون و با فسقل خانم فردا بریم ...از اونجایی ک الان ۴ ماهه زایمان کردم ، خواهر شوهر جان چون ارومیه زندگی میکنه نتونسته بیاد و الان ۴ ماهه ک یکسره خودش و بچهاش هی میگن فسقل و بیارین ما ببینیم ، دیگه موقعیت پیش نیومد واز طرفی هم گذاشتیم یکم فسقل بزرگ شه ک اذییت نکنه تو راه ، و اما فردا شب اگه خدا بخواد قراره حرکت کنیم ...از اونجایی ک توی ماشین ساکت میشه و اطراف ونگاه میکنه و مثل بنده اصلا حرف خوابو نمیزنه مگه اینکه خیلی خسته بشه ، فک کنم اذییت نمیکنه .حالا باز پناه بر خدا .. اینبار پدرشوهر نمیاد و بنده قراره بشم کمک راننده و احتمال اینکه رانندگی هم کنم هست ، (تو میتونی دختر ، امید داشته باش ب خودت )🤣🤣مثلا خیلی شجاع تشریف دارم ، ماشین و بر نمیدارم تا همین خونه مامان نمیرم بعد میخوام تو جاده رشت به ارومیه رانندگی کنم اونم چی با ۶۰ تا 😉دو روز طول میکشه با رانندگی کردن من تا برسیم 😂😂😂
باید امروز و فردا از خوابم بگذرم تا این هدیه رافیا رو تموم کنم 🫤
من و این همه خوشبختی محاله
من برم قسمت جدید بامداد خمار و بذارم و همینطور ک فیلم میبینم ب بافتنیم برسم
