درد و دل با فندق

شرح من پنهان بماند جماعتی در رفاه هستن 😎.....وب نامه ها http://shokufaaban.blogfa.com

چ خبر یار ...

مامان فندق
درد و دل با فندق شرح من پنهان بماند جماعتی در رفاه هستن 😎.....وب نامه ها http://shokufaaban.blogfa.com

چ خبر یار ...

تو این چن ساله هر کسی چیزی گفت ازت دفاع کردم ، کلا ی جوری حرف زدم انگار ن انگار مقصر تو بودی ، انگار ن انگار اونی ک ی روز بدون حتی ی خداحافظی ساده گذاشت رفت تو بودی ، اگه همه جا پشتت در اومدم دلیل بر این نبود ک اشتباه از تو نبود ، اونقدر برام باارزش بودی ک نمیتونستم ب کسی این اجازه رو بدم در موردت قضاوت کنه یا حرف نابجا بزنه

اما اخه تا کی

بالاخره ی جایی آدم خسته میشه ، وقتی میبینه براش این همه از خودگذشتگی کردی اما تنها وسیله سرگرمیش بودی و ارزش نداری پیشش ، اگه جامون برعکس میشد تو بلد بودی از خودت از غرورت بگذری برای من ...هه چی میگم من ..تو و گذشتن ..حرف خنده داریه ...

دیگه از این که با خودم با بقیه برای تو بخاطر تو بجنگم خستم ...

دیگه گارد نمیگیرم ، دیگه نمیگم در موردش بد نگید اون همه چیز منه ..ب جاش سکوت میکنم و با هوم .اره حق با شماست ، با این کلمات جواب میدم

بذار هرچی دوس دارن از این ب بعد بگن ...

من ی تیکه از تو رو تو قلبم نگهداشتم و تا ابد هم موندگاره ...شاید دیگه چکت نکنم ، وبت نیام ، عکساتو نبینم ، اما نمیتونم ب دروغ بگم از یادت میبرم ک ، کمرنگ میشی ، اما از یاد نمیری

اشتباه از خودم بودم ، نباید تو خستگی هام وقتی ک به وبلاگت رسیدم کامنت میذاشتم برات زیر پست شکلات تلخت ...هر چند ک منم نمیدونستم قراره اینجوری شه ،آدمی از ی ثانیه بعد خودشم خبر نداره ..اما میتونستم همون آبجی بزرگه برات بموم ..

ممنون ک شدی نمک رو زخمام

ممنون ک شدی درد بی درمونم

ممنون ک شدی بی اعتمادی ب خودم ب اینده ب اطرافیانم

بیا تمومش کنیم ،بیا دیگه تو ذهنم تو فکرم نباش ، بیا دیگه با ی آهنگ با ی اسم با ی چهره اشنا نیا تو فکرم ،بیا دیگه من و ب خودم پس بده ، من ب خودم برای ادامه این زندگی احتیاج دارم ،برای اینده دخترم ،برای اینکه بتونم باهاش بچگی کنم ،باهاش بزرگ شم

تو ی من به خودم بدهکاری ،قربون دستات اون من و بیا پس بده بعد هرکجا کنار کی خواستی باشی برو باش...اصلا دیگه قول ک تو فکرم نیای ک توهم اذییت شی ...

پس ندی اون من و ب خودم ،ناچار میشم ی روزی بیام سراغش..نذار چشام ب چشات بیفته ک میدونم روت نمیشه تو چشام نگاه کنی ..

قربون خندهات بذار منم بخندم از ته دلم ..بخدا دلم واسه خندیدن واقعی تنگها...مگه واسم آرزو نکردی ی روزی اونقدربخندم از ته دلم ک صداش ب گوشت برسه و تو هم خداروشکر کنی واسه خوشحالیم

پس چی شد...



تاريخ : یکشنبه یازدهم مرداد ۱۴۰۵ | 2:38 | نویسنده : مامان فندق |
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.