می دانم که میگذرد و تمام می شود .
اما نمی دانم که در پس این گذر از من چه خواهد ماند .
....
نوشت :
فک نکنم چیزی هم بمونه ازم آخرش جز ی خاک سرد ی سنگ قبر چیز دیگه نباشه ..اومدین فاتحه یادتون نره ..مدیونین بدونه فاتحه رد شین😐
فسقل بیدار شد دیدم هر کاری میکنم نمیخوابه ، بارونم نمیباره ،پس چیکار کردم بله درسته ...لباس پوشیدیم ،مادر دختری رفتیم تا بیرون یکم خرید کردیم و چرخی زدیم و در حالی ک چشماش غرق خواب بود و خسته خسته شده بود برگشتیم خونه ، الانم خوابیده خانم خانما ...منم سرم گیج و چشام سیاهی میره ..نمیدونم باز چم شده .با این غذا خوردنم نمیرم خوبه 🫤
ی کوچولو تمیزی خونه مونده
ی ناهار بخورم
یکم تمیز کاری کنم
بامداد خمارم ندیدم
راه روی ورودی خونه باز کثیف شده اونم باید تمیز کنم .کالسکه چرخاش گلی شد ..منم واسه خودمدردسر درست میکنما ☹️
گوشی هم ۲۰ درصد شارژ داره
برقم فک کنم ۲ بره تا ۴ 😡😡😡😡
د اینا ما رو خفه کردن ، قبل سفر خوب بودا قطع نمیشد تا برگشتیم دوباره شروع شد
..
واای واقعا چشام چرا سیاهی میره
باید داروهامو شروع کنم باز
از بعد زایمان خیلی ضعیف شدم انگار . از ۷۸ کیلو هم اومدم ۶۵ .بازم خوبه از اون ۵۰ قبل بارداری بهتره 🙄
واای چقدر باز حرف زدم
..
داشتم ب مامان میگفتم الی بهم دیگه زنگ نزده از وقتی زایمان کردم
واقعا چرا
الی ک دم ب دقیقه بهم زنگ میزد منم نمیزدم اون حتما میزد
چی میشه آدما یهو عوض میشن ،یهو بهت حسادت میکنن، یهو میذارن میرن ...من ک بد نکردم نمیدونم چرا
کلا دستم نمک نداره دیگه
یکی نیست بگه من چقدر واسه این بچه دار شدن سختی کشیدم از مصرف داروهای آنچنانی تاااا ای وی اف و تخم کشی و انتقال جنین ....کلی ب بقیه دوستام روحیه دادم تازشم ، حسادت نمیکردم اونوقت الی چی ...الهی ب زودی زود خبرای خوب ازش بشنوم
ادما نمیدونن چی کشیدی تا شدی اینی ک الان هستی اونوقت راحت بهت پشت میکنن
هه
ی دنیا حرفه در موردش اما بیخیال، ما ک همه زدنمون یه دختر عمه هم روش
