خدا که دوستت داشته باشه، صفرِ صفر هم که باشی، باز از خیلیها جلوتری...
گاهی همین دوست داشتن باعث میشه وسط اشتباهاتت، درست همون جایی که داری از مسیر دور میشی، یه نفر رو سر راهت قرار بده؛ یه نفر که بشه تلنگرت... تا بفهمی هنوز برای برگشتن دیر نشده.
نوشت:
«قربونت برم که هر وقت دیدی دارم اشتباه میرم، هر جوری شده جلومو گرفتی... ممنون که این بارم هوامو داشتی. ممنون که باز وسط راه دستامو گرفتی تا دوباره سرپا شم. ممنون که نذاشتی این رشتهی بینمون بیشتر از این پاره بشه...
ببخش که گاهی اینقدر سربههوا میشم. ببخش که بعضی وقتا اینقدر ازت فاصله میگیرم که آخرش به زندگی خودم گند میزنم... ببخش که گاهی یادم میره چطور از اون لجنزاری که توش بودم نجاتم دادی، چطور این زندگی رو بهم بخشیدی و چقدر دوستم داری.
آدم اگه یه رفیق مثل تو داشته باشه، دیگه از این دنیا چی میخواد؟ به خودت قسم... هیچی.
میگن: با خدا باش و پادشاهی کن. حالا ما پادشاهی که هیچ... همین که بتونیم بندگیت کنیم، همین که لیاقت این همه عشقت رو داشته باشیم، همین که بفهمیم تو هیچوقت بدِ ما رو نمیخوای، همین که بفهمیم حتماً حکمتی پشت کاراته... همینها یعنی از خیلیها جلوتریم.
مرسی که اون بندهخدا رو فرستادی تا تلنگری باشه برای اینکه به خودم بیام. کسی که هیچ ارتباطی با من و زندگی من نداشت، اما با حرفاش کاری کرد که یه لحظه وایسم و خودمو ببینم.
حالا بماند که اولش با چه آرامشی باهام حرف زد و من چطور آخرش اعصابشو داغون کردم و کار به حرفهایی رسید که شاید شنیدنشون آسون نبود... اما ناراحت نیستم. شاید واقعاً حق داشت.
گاهی وقتا لازمه یکی با عصبانیت باهات حرف بزنه، حتی اگه لازم باشه فریاد بزنه یا حرفهایی بزنه که بهت بر بخوره... فقط برای اینکه بالاخره سرت به سنگ بخوره و بفهمی داری کجا میری.
من خودم میدونستم دارم اشتباه میرم... میدونستم، ولی خودمو میزدم به کوچهی علیچپ. نمیخواستم ببینم، نمیخواستم قبول کنم.
اما باز هم شکرت... که نذاشتی بیشتر از این توی اون لجن فرو برم. شکرت که درست همون موقعی که فکر میکردم دیگه راه برگشتی نیست، دستمو گرفتی و برم گردوندی.
دمت گرم که خدایی رو در حقم تموم کردی... ❤️ و دمت گرم به اون بندهت که شد وسیلهی این تلنگر.
خدایا، همونطور که هوای منو داشتی، هوای اونم داشته باش. هر جا هست، خودت پشت و پناهش باش.
آخرش شاید همین باشه... اینکه گاهی خدا آدمی رو سر راهت میذاره، نه برای موندن، نه برای عوض کردن زندگیت، فقط برای اینکه یادت بندازه هنوز خدا هواتو داره... و هنوز برای برگشتن دیر نشده. 🤍»
