نوشته بود : بیست سال دیگه بچم ازم میپرسه تو چی میفهمی عشق چیه اونجاست که با لبخند بهش نگاه میکنم و برای تو اشک میریزم
.....
نوشت : خواستم بگم اشک نمیریزم نه ، ب جاش به یاد تموم روزهای خوبی ک کنارت داشتم لبخند میشینه گوشه لبام و به خودم افتخار میکنم که تونستم از پس نبودنت بر بیام ، تونستم با نداشتنت کنار بیام ...
تاريخ : سه شنبه ششم مرداد ۱۴۰۵ | 14:28 | نویسنده : مامان فندق |
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
