فلش بک به عقب :
( دل مگه چی میخواد جز اینکه یکی دلدادگی کنه واسش ، جز اینکه یکی اینجوری قربون صدقش بره اونم اینقدر قشنگ، به چشم بهم زدنی شد دوسال ، یه جشن دوتایی گرفته بودیم اما اون وسط همیشه باید سروکله امین و سوگلیش نسترن خانم پیدا میشد،
-به به زوج خوشبخت و عاشق پیشه
سهراب پفی کرد و گفت
-بر خر مگس معرکه لعنت والا
-کسی نیومده تو رو ببینه سهراب خان ، دلمون واسه شوکا تنگیده بود تو به خودت نگیر
سهراب چپ چپ نگاش میکنه ک میگه
- من نمیدونم تو چرا همش چشمت ب نوامیس مردمه ، نسترن خوب گربه رو دم حجله نکشته ها
امین به نسترن نگاه میکنه و با لودگی میگه
-مگه یکم چشمون دنبال ناموس بقیه باشه چی میشه اونا هم جای..
نسترن نمیذاره حرفش تموم بشه و با کیف تو دستش میزنه ب پشت امین و اینجوری میشه ک امین به غلط کردن میفته
-ا ا خانم این چ کاریه بابا من شوخی کردم ، مگه میشه من جز شما چشم دنبال کسی دیگه بره
بعدش شروع میکنه به خوندن شعر (نسترن با تو دل من
توی گلخونه یاره ♪
وقتی نیستی تک و تنها ⋆
لحظه ها رو میشماره ♫)
امین و نسترن بهترین دوستای من و سهراب بودن ، جوری ک از خانوادمون برامون عزیزتر بودن
اون روز کلی با مسخره بازی های امین بهمون خوش گذشت و شد بهترین خاطره .
..
تقریبا خانوادها فهمیده بودن من و سهراب باهم دیگه هستیم و هدفمون از این رابطه ازدواجه ، و اینجوری بود که سختگیری های خانواده سهراب شروع شد و قرارگذاشتن های من و سهراب کم و کمتر ، میفهمیدم این وسط از طرف خانوادش فشار زیادی روشه ، گاهی وقتا ک همو میدیدیم یه جوری بود ، توی فکر بود ، ازش میپرسیدم اما جواب درست و حسابی نمیداد و کار و دانشگاه و بمونه میکرد
اما ماه همیشه پشت ابر نمیمونه ، ی روزی ی جایی خودشو نشون میده
درباره وب

پاییز اگر قشنگ شد به یمن قدم های تو بود جان مادر ❤️
چشم بد دور که هم جانی و هم جانانی
ویژه ماه اسکین
تاريخ : یکشنبه نوزدهم اسفند ۱۴۰۳ | 11:14 | نویسنده : مامان فندق |
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
آرشیو مطالب
حامیان ماه اسکین
امکانات وب