بازم خواب دیدم
این بار تنها نبودی
میم و پسر کوچولو هم بودن کنارت
خیلی حالت خوب بود
کنارشون خوشبخت بودی اونم خیلی زییییااد
خداروشکر ...
ی چیز دیگه بگم
نگاهت ب میم با عشق بود
میدونی کجا بودین
دقیق یادم نمیاد اما تو شهر ما بودی انگار ، نمیدونم شهید داشتن میاوردن یا تجمع مردمی بود ، نمیدونم
خواب عجیبی بود
هر وقت خوابتو میبینم دلم شور میزنه ، انشاالله ک خیره
امیدوارم مثل تو خواب حالت خوب خوب باشه
🥹🥹
حیف ک اینجا رو نمیخونی تا ی خبر از خودت بدی بهم
سپردمت ب خدا
تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم مهر ۱۴۰۵ | 11:25 | نویسنده : مامان فندق |
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید